میرحسین موسوی دیگر فروش نمی رود

در حمایت از هنرمندان سبز و آزادی آنها کمپینی به راه افتاده است. حزب پادگانی حاکم در هر برهه ای به تناسب نیاز روانی خودش و نیروهای طرفدارش و همچنین شاخ و شانه کشیدن های دوره ای برای اقشار مختلف سراغ آدم ها و چهره ها می رود. روزنامه نگاران، دانشجویان، اساتید، هنرمندان و دیگر اقشار در دوره های مختلف در این دوسال درگیر رفت و آمد به اوین بوده اند. تقریباً تمام این دستگیری ها بدون طی شدن روال قانونی، بدون اتهام های موجه قانونی و کاملاً سیاسی بوده است.
موضوع جالب توجه برای من البته اینها نیست که همه اش قصه تکراری است. آنچه مرا با دیدن این صفحه فیس بوکی حمایت آزار داد اما چیز دیگر است. سه زن، سه دختر عکسشان روی صفحه است. دو تایشان را اصلاً نمی شناسم. ندیده بودمشان، نامشان را همین چند روز بعد از داستان خبرنگار/عکاس ورزشی بانوان شنیدم. پگاه را البته می شناختم. از نزدیک هم می شناسمش. جنب و جوشش، انگیزه اش، نگاه مستقلش، توان حرفه ای اش و بسیاری صفت خوب دیگر. اتفاقاً تا آنجا که می دانم بعد از انتشار خبر دستگیری پگاه این صفحه درست شد. اما چیزی که آزارم داد، یک نگاه گزینشی فراموشکار بود.
آیا واقعاً در این صفحه جایی برای رامین پرچمی نبود؟ او که هنرمند است، همه می شناسندش، در خیابان، در تظاهرات به فراخوان میرحسین موسوی هم دستگیر شده است. هزینه سنگینی هم دارد می پردازد. در اعتصاب ها به سیاسیون پیوسته بود. از امضای نامه ندامت هم سر باز زده است. آیا رامین پرچمی سزاوار حمایت و تقدیر نیست؟ آیا این قاب عکسی که ساخته اید تنها با عکس دختران هنرمند زیبا می شود؟
و اما دردی بالاتر از این هم دارم این روزها.
میرحسین موسوی، معمار است. نقاش است. هنرمند است. در فرهنگستان هم که بود کم خدمت نکرده است. اما انگار این روزها دیگر میرحسین موسوی خوب نمی فروشد. خریدار ندارد. حتی به اندازه جای گرفتن در صفحه حمایت از هنرمندان سبز.
  • Balatarin
  • twitthis
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati

0 نظر:

ارسال یک نظر

 
باز نشر چاپی بدون اجازه ممنوع و باز نشر اينترنتی با لينک مجاز است.
ساخت سال 1390 هوای خوش قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates طراحی شده بوسیله Masterplan بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده