دیوار آهنی کوچه اختر چگونه برداشته می‏شود

۱۵۶ روز از حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی می‏گذرد. برای من واژه «حصر» به اندازه‏ای گویاست که هیچ پسوندی مانند «غیرقانونی» یا «ضد حقوق بشر» برای پررنگ‏شدن نمی‏خواهد. من خیلی «حقوق» نمی‏دانم و نمی‏خواهم این موضوع را با شیوه‏ای حقوقی بررسی کنم. بیشتر به این خاطر که ذهنم زمان زیادی را به درگیری با موضوع «حصر» میرحسین موسوی و مهدی کروبی گذرانده‏است و تقریباً هیچ‏کدام از گفت‏و‏گوهایم با دیگران در این زمینه به نتیجه‏ای نرسیده‏است، تلاش کرده‏ام تا این قصه دردناک را بارها و بارها برای خودم بخوانم تا شاید چیزی لابه‏لای خطهایش پیدا کنم.
دولت‏ها (همان حکومت‏ها) وقتی با یک مجرم مواجه می‏شوند جایی که تنبیه بی‏معنی می‎شود تنها کاری که از دستشان برمی‏آید محدود کردن اوست. البته این محدودیت گاهی تا گرفتن جان مجرم هم گسترده می‏شود. هدف هم آشکارا مشخص است. در امان ماندن شهروندان از خرابکاری‏های احتمالی مجرمین.
عبارت بالا را می‏توان به شیوه‏های مختلف نقد و حتی نقض کرد. مثلاً می‏توان گفت حکومت‏های دموکراتیک با روش‏های نهادینه‏شده و دستگاه قضایی مستقل، عموماً دارای سازوکارهای معینی برای تعریف جرم، تشخیص مجرمیت و شیوه‏های اعمال مجازات و محدودسازی هستند. این موضوع در مورد جرم‏های سیاسی کمی پیچیده می‏شود. دلیل این پیچیدگی هم این است که اصولاً در جرم‏های سیاسی یک طرف دعوا، قدرت مستقر است. یعنی همان کسی که اعمال قدرت می‏کند.
دولت‏ها برای محدود کردن مجرمین چند راه دارند. زندانی کردن در زندان‏های رسمی، تبعید، محرومیت از حقوق اجتماعی و شهروندی بدون زندانی‏کردن و شیوه‏هایی دیگر که خیلی هم با آنها آشنا نیستم و البته «زندان خانگی».
مثلاً در کشورهای پیشرفته برای اینکه مطمئن باشند که مجرم در خانه می‏ماند از ابزارهای هشداردهنده، دوربین و امثال آن استفاده می‏کنند. اما در همه این روش‏های محدودسازی «هدف» مجرم است نه هیچ کس دیگر. خانواده‏ها کماکان از حقوق خویش برخوردارند. می‏توانند با مجرم تماس داشته‏باشند. با اون گفت‏و‏گو کنند. اگر می‏خواهند به دیدارش بروند و …؛ حتی از این هم بالاتر وقتی شخصی در خانه زندانی می‏شود دوستان و نزدیکانش و هر کس دیگری حق دارد با انتخاب خود به دیدار او برود چون دستگاه قضایی تشخیص داده که مجرم آنقدرها هم خطرناک نیست.
با دانستن شیوه نظام جمهوری اسلامی در برخورد با معترضان سیاسی و مخالفانش، موضوع «حصر» میرحسین موسوی و مهدی کروبی با آنچه که تا به حال گفته‏شد هم قابل بررسی است. با مقدمه بلندی که گفتم در این زمینه نکات زیر را می‏شود مورد توجه قرار داد:
۱. میرحسین موسوی و مهدی کروبی هیچ‏گاه به هیچ دادگاهی فراخوانده نشدند و مورد محاکمه قرار نگرفتند. حتی رئیس دستگاه قضایی هم درباره این دو تنها اظهاراتی کاملاً سیاسی داشته‏است و آخرین اظهارنظرهای او قبل از «حصر» ایشان مبنی بر این واقعیت بوده‏است که موضوع دستگیری و دادگاهی‏کردن این دو کاندیدای ریاست‏‏جمهوری از موضوعات کلان نظام بوده و در اختیار مقام رهبری است.
۲. بنا به نکته قبلی، دادگاهی‏کردن میرحسین موسوی و مهدی کروبی به صلاح نظام نیست، چون احتمالاً هزینه‏های بسیاری خواهدداشت. اینکه این هزینه‏ها چیست، موضوع بحث دیگری است.
۳. اولین مقام رسمی که اتفاقاً پس از «حصر» میرحسین موسوی و مهدی کروبی به صورت علنی خواستار زندانی‏شدن ایشان در خانه‏هایشان و قطع ارتباطشان با دنیای بیرون شد آیت‏الله جنتی دبیر شورای نگهبان بود که اگر دادگاهی تشکیل می‏شد نهاد متبوعش حتماً باید فرآیند تایید انتخابات را در آن دادگاه توضیح می‏داد و دست‏کم در مقابل اعتراضاتی که در خیابان‏ها به‏راه افتاده بود از خودش دفاع می‏کرد.
۴. میرحسین موسوی و مهدی کروبی به دلیل «حصر» از همه حقوق اولیه شهروندی خود محروم هستند. این را همه می‏دانند. ولی این امر جدیدی نیست و بسیاری دیگر هم هستند که به دلیل رفتار ناعادلانه حقوقشان پایمال شده‏است. شاید بسیار بیش از این.
۵. چندین میلیون نفر از صاحبان حق رای که به این دو کاندیدا رای داده‏اند و برای به مسند نشاندن آنها هزینه‏های بسیاری هم متحمل شده‏اند هیچ امکانی برای ارتباط با منتخبین خود ندارند و از حقوق اساسی خود در این زمینه به عنوان امر عمومی سیاسی محروم هستند.
۶. مخالفان جریان اعتراضی جنبش سبز و طرفداران بی‏چون‏ و چرای حاکمیت فعلی به عنوان بدنه اجتماعی حاکمیت بارها و بارها در تریبون‏های رسمی و در آخرین نمونه آن در راهپیمایی نمایندگان مجلس در صحن مجلس دیده و شنیده‏اند که موسوی و کروبی مجرم‏اند و حتی باید اعدام شوند. این افراد هم حق مسلم‏شان این است که بتوانند از این دو کاندیدا سوال‏هایشان را بپرسند و اگر خطایی از آنها سر زده بازخواستشان کنند.
با توجه به موارد پراکنده فوق و خصوصاً دو بند ۵ و ۶، آنچه به گمان من در «مطالبه» شکست «حصر» میرحسین موسوی و مهدی کروبی از جانب بدنه اجتماعی جنبش سبز اهمیت دارد نه تاکید بر احقاق حقوق این دو نفر که تاکید بر حقوق سیاسی اجتماعی افراد جامعه در ارتباط داشتن با نخبگان سیاسی مورد اعتمادشان است.
  • Balatarin
  • twitthis
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati

0 نظر:

ارسال یک نظر

 
باز نشر چاپی بدون اجازه ممنوع و باز نشر اينترنتی با لينک مجاز است.
ساخت سال 1390 هوای خوش قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates طراحی شده بوسیله Masterplan بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده