دیوار آهنی کوچه اختر چگونه برداشته می‏شود

۱۵۶ روز از حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی می‏گذرد. برای من واژه «حصر» به اندازه‏ای گویاست که هیچ پسوندی مانند «غیرقانونی» یا «ضد حقوق بشر» برای پررنگ‏شدن نمی‏خواهد. من خیلی «حقوق» نمی‏دانم و نمی‏خواهم این موضوع را با شیوه‏ای حقوقی بررسی کنم. بیشتر به این خاطر که ذهنم زمان زیادی را به درگیری با موضوع «حصر» میرحسین موسوی و مهدی کروبی گذرانده‏است و تقریباً هیچ‏کدام از گفت‏و‏گوهایم با دیگران در این زمینه به نتیجه‏ای نرسیده‏است، تلاش کرده‏ام تا این قصه دردناک را بارها و بارها برای خودم بخوانم تا شاید چیزی لابه‏لای خطهایش پیدا کنم.
دنباله نوشته

جنبش سبز و آنچه گذشت

زمانی که میلیون ها نفر در شهر به هم رسیدند، شیوه جدیدی از زندگی را همه ما تجربه کردیم که نامش را جنبش سبز نهادیم. برای ما جنبش بود، چون از جنس اراده بود، از جنس انتخاب. سبز بود چون پیمان سبزی با هم بسته بودیم. نمادهایمان هنوز در جیبهای شلوارهایمان بود. بی هوا همراهمان بودند. کم کم دیگر نمی شد همراه نداشته باشیمشان. خیلی زود هم اتفاقاتی افتاد که همه می دانیم. اما بدترین آنها این بود که نمادهای سبزمان مخفی شد. آن را هم می دانیم چرا.
دنباله نوشته

میرحسین موسوی دیگر فروش نمی رود

در حمایت از هنرمندان سبز و آزادی آنها کمپینی به راه افتاده است. حزب پادگانی حاکم در هر برهه ای به تناسب نیاز روانی خودش و نیروهای طرفدارش و همچنین شاخ و شانه کشیدن های دوره ای برای اقشار مختلف سراغ آدم ها و چهره ها می رود. روزنامه نگاران، دانشجویان، اساتید، هنرمندان و دیگر اقشار در دوره های مختلف در این دوسال درگیر رفت و آمد به اوین بوده اند. تقریباً تمام این دستگیری ها بدون طی شدن روال قانونی، بدون اتهام های موجه قانونی و کاملاً سیاسی بوده است.
موضوع جالب توجه برای من البته اینها نیست که همه اش قصه تکراری است. آنچه مرا با دیدن این صفحه فیس بوکی حمایت آزار داد اما چیز دیگر است. سه زن، سه دختر عکسشان روی صفحه است. دو تایشان را اصلاً نمی شناسم. ندیده بودمشان، نامشان را همین چند روز بعد از داستان خبرنگار/عکاس ورزشی بانوان شنیدم. پگاه را البته می شناختم. از نزدیک هم می شناسمش. جنب و جوشش، انگیزه اش، نگاه مستقلش، توان حرفه ای اش و بسیاری صفت خوب دیگر. اتفاقاً تا آنجا که می دانم بعد از انتشار خبر دستگیری پگاه این صفحه درست شد. اما چیزی که آزارم داد، یک نگاه گزینشی فراموشکار بود.
دنباله نوشته

صفحه نمایش خودکار وبلاگ


هنوز استفاده مشخصی برای صفحه های نمایش متعددی که بلاگر برای وبلاگ ها تدارک دیده پیدا نکردم. جز اینکه خیلی سرگرم کننده است و بعضی از این صفحه ها حتی یک برداشت کلی از وبلاگ ارائه می دهند که همزمان برای نویسنده و مخاطب می تواند مفید باشد.
موضوعی که با دیدن این ابزار به ظاهر بلااستفاده و تنها سرگرم کننده به ذهن متبادر می شود این است که سرویس های انتشار وبلاگ به سمتی می روند که می توانند بدون توجه به چیدمان عناصر صفحه که توسط نویسده یا طراح انتخاب شده است، محتوا را به شکل مناسب و خوانا ارائه دهند. اگر این برداشت درست باشد، می توان امیدوار بود که عرصه وب نویسی بیشتر محتوا محور شود.



ادبیات، روش و افکار میرحسن موسوی - ۱

همه بیانیه های میرحسین موسوی را اینجا گذاشته ام تا بتوانم در نوشته های بعدی راحت تر به آنها رجوع کنم؛ گفتار میرحسین موسوی، مهندسِ معمارِ نقاشی که به گمان من تحولات آینده و سرنوشت کشور با او گره خورده است. شاید برای فهمیده شدن باقی نوشته درست تر این باشد که به روشنی و سادگی بگویم که در اندیشه من نبودن میرحسین موسوی به عنوان برترین مشاور، راهنما، همراه و رهبر در کنار مردم گذران این روزها را بسیار سخت کرده است. موسوی چه می گفت که دیگران نگفته بودند، چه می کرد که کسی نکرده بود، چه می اندیشید که اندیشیده نشده بود و چه داشت که دیگران از آن بی بهره بودند؟ اینها سوالاتی است که ارزش بازاندیشی دارند و پاسخی در خور به آنها می تواند به عنوان مشق عمل ما باشد. امیدوارم بتوان در چند نوشته ادبیات، روش و افکار میرحسین موسوی را بازخوانی کنم. این گفتار، اولین آنهاست.
دنباله نوشته

منشور جنبش سبز (ویراست جدید)

بسم الله الرحمن الرحیم
آغاز سخن
با اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، جرقه ای در قلب مردم ایران زده شد که به جنبشی فراگیر و بی سابقه و عظیم انجامید. جنبشی برای احیای مفهوم ملت و احقاق حقوق از دست رفته ملت. جنبش راه سبز امید اینگونه شکل گرفت. از آن زمان، ضرورت تدوین و انتشار میثاقی ملی که آرمان های عمومی جنبش را تعریف کند و فعالان جنبش سبز بر محور آن به فعالیت بپردازند، احساس می شد. انتقاداتی که دربارة روشن نبودن اهداف، ارزش ها، مبانی و راهکارهای جنبش سبز به عنوان جنبش اعتراضی مسالمت آمیزی که خواستار اصلاح وضعیت کنونی و برون رفت از بحران های جامعة ایران از طریق سازوکارهای مدنی است، بیان می شد، گویای صحت و اهمیت آن احساس بود.
دنباله نوشته

بیانیه هجدهم میرحسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم


در اولین سال انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم.

“فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض”

اما کف  به کناری رود و از بین رود، اما ‏آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمین مى‏مانَد.

از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته شده در انتخابات، سوال “رای من کجاست؟” زاده شد و شما مردم، روشن و بی ابهام به شیوه ای مسالمت آمیز در راهپیمایی تاریخی و بی نظیر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸  این سوال را پرقدرت و بلند فریاد زدید و جز کسانی که جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملی و جهان همه آن را شنیدند و دیدند. ولی پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و کشتن و به حبس کردن و زنجیر به تن برهنه زندانیان زدن و حمله به خوابگاه‌های دانشجویی؟
دنباله نوشته

بیانیه هفدهم میرحسین موسوی

بسم الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله.انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم.فیالیتنی کنت معکم فافوز فوزا عظیما
همواره به اینجانب و دوستان گفته می‌شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت.بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می‌اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد‌، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
دنباله نوشته

بیانیه شانزدهم میرحسین موسوی

بسم الله الرحمن الرحیم
عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم.در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد.چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود.برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند.خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند.با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.
دنباله نوشته

بیانیه پانزدهم میرحسین موسوی


بسم الله الرحمن الرحیم
پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد.بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد.سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.
دنباله نوشته
 
باز نشر چاپی بدون اجازه ممنوع و باز نشر اينترنتی با لينک مجاز است.
ساخت سال 1390 هوای خوش قدرت گرفته با بلاگر تبدیل شده به سیستم بلاگر توسط Deluxe Templates طراحی شده بوسیله Masterplan بهینه شده برای سیستم فارسی مجتبی ستوده